چهل قانون شمس تبریزی

قانون چهلم

عمری که بی عشق بگذرد بیهوده گذشته است...
نپرس که باید درعشق الهی باشم یا عشق مجازی
 عشق زمینی یا عشق آسمانی یا عشق جسمانی
از تفاوت ها تفاوت می زاید
حال آنکه عشق به هیچ متمم وصفتی نیاز ندارد 
و خود به تنهایی دنیایی است ...
یا درست در میانش هستی در آتشش
یا بیرونش هستی در حسرتش...

چهل قانون شمس تبریزی

قانون سی و نهم

حتی اگر نقطه ها مدام عوض شوند کل همان است
به جای دزدی که از دنیا می رود دزدی دیگر به دنیا می آید
و جای هر انسان درستکاری را انسانی درستکار می گیرد
کل هیچگاه دچار خلل نمی شود و همه چیز سر جایش می ماند
 هیچ چیز از امروز تا فردا به یک شکل نمی ماند و تغییر می کند
به جای هر صوفی ای که می میرد صوفی دیگری به دنیا می آید ...

 

چهل قانون شمس تبریزی

قانون سی و هشتم

 

برای عوض کردن زندگیمان و برای تغییر دادن خودمان هیچگاه دیر نیست 
هر چند سال که داشته باشیم هر گونه که زندگی کرده باشیم  
هراتفاقی که از سر گذرانده باشیم
باز هم نو شدن ممکن است
حتی اگر یک روزمان درست مثل روز قبلش باشد باید افسوس بخوریم
باید در هر لحظه و در هر نفسی نو شد
برای رسیدن به زندگی نو باید پیش از مرگ مرد...

چهل قانون شمس تبریزی

قانون سی و هفتم 

ساعتی دقیق تر از ساعت خدا نیست
آنقدر دقیق است که در سایه اش همه چیز سر موقعش اتفاق می افتد
نه یک ثانیه زودتر نه یک ثانیه دیرتر
برای هر انسانی یک زمان عاشق شدن هست یک زمان مردن...

چهل قانون شمس تبریزی

قانون سی و ششم 

از حیله و دسیسه نترس
اگر کسانی دامی  برایت بگسترانند تا به تو صدمه ای بزنند
خدا هم برای آنان دام می گسترد
چاه کن اول خودش ته چاه است
این قانون بر نظم استوار است
نه یک ذره خیر بی جزا می ماند نه یک ذره شر
تا او نخواهد برگی از درخت نمی افتد
فقط به این ایمان بیاور...

 

 

 

چهل قانون شمس تبریزی

قانون سی و پنجم

در این زندگی فقط با تضادهاست که می توانیم پیش برویم
مومن با منکر وجودش آشنا شود ، ملحد با مومن درونش
شخص تا زمانی که به مرتبه انسان کامل برسد پله پله پیش می رود
و فقط تا حدی که تضادها را پذیرفته بالغ می شود...

چهل قانون شمس تبریزی

قانون سی و چهارم

تسلیم شدن در برابر حق نه ضعف است نه انفعال
برعکس، چنین تسلیم شدنی قوی شدن است به حد اعلا
انسان تسلیم شده
سرگردانی در میان موج ها و گرداب ها را رها می کند و
  در سرزمینی امن زندگی می کند...

 

چهل قانون شمس تبریزی

 

قانون سی و سوم

در این دنیا که همه می کوشند چیزی شوند، تو "هیچ" شو...
مقصدت فنا باشد...
انسان باید مثل گلدان باشد.
همان طور که در گلدان نه شکل ظاهر، بلکه خلا درون مهم است
در انسان نیز نه ظنِ منیت، بلکه معرفتِ هیچ بودن، اهمیت دارد...

 

 

چهل قانون شمس تبریزی

قانون سی و دوم

همه پرده های میانتان را یکی یکی بردار
تا بتوانی با عشقی خالص به خدا بپیوندی.
قواعدی داشته باش
اما از قواعدت برای راندن دیگران یا داوری درباره شان استفاده نکن.
به ویژه از بت ها بپرهیز، ای دوست.
و مراقب باش از راستی هایت بت نسازی!
ایمانت بزرگ باشد، اما با ایمانت در پی بزرگی مباش...

 

چهل قانون شمس تبریزی

قانون سی ویکم

 

برای نزدیک شدن به حق باید قلبی مثل مخمل داشت.
هر انسانی به شکلی نرم شدن را فرا می گیرد.
بعضی ها حادثه ای را پشت سر می گذراند
بعضی ها مرضی کشنده را
بعضی ها درد فراق می کشند
بعضی ها درد از دست دادن مال…
همگی بلاهای ناگهانی را پشت سر می گذاریم
بلاهایی که فرصتی فراهم می آورند برای نرم کردن سختی های قلب
بعضی هایمان حکمت این بلایا را درک می کنیم و نرم می شویم
بعضی هایمان اما افسوس که سخت تر از پیش می شویم...